خريد بک لينک ارزان
سایت کوتاه کننده لینک
تور آنتالیا
ویزای تایوان
تور کانادا
خرید پیپ اصل
wri1379
درباره من
موضوعات
    موضوعي ثبت نشده است
نويسندگان
برچسب ها
عضویت در خبرنامه
    عضویت لغو عضویت

ورود اعضا
    نام کاربری :
    پسورد :

عضویت در سایت
    نام کاربری :
    پسورد :
    تکرار پسورد:
    ایمیل :
    نام اصلی :

نويسنده :wri1379
تاريخ: ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ ساعت: ۰۶:۳۶:۱۰

بررسي پيشرفت هاي اخير در مديريت استراتژيك

چكيده: اين مقاله خلاصه اي از پيشرفت هاي اخير در زمينه مديريت استراتژيك است . مخصوصاً اين مقاله پيرامون اين موضوع بحث مي كند كه تغييرات اخير سياسي ، اقتصادي و اجتماعي نسبتاً تاثير كمي در عملكرد سازماني داشته است اما تفاوت هاي بزرگي در برنامه ريزي و جنبه هاي استراتژيك مديريت ايجاد كرده است. آناليز و تركيب پيشرفت هاي اخير در مديريت استراتژيك در اين مقاله بيانگر آن است كه مديريت استراتژيك در حال ورود به يك عصر جديد است كه در آن (1) ميل به شرط بندي مهم تر از قبل شده است ؛ (2) نگراني بيشتري براي مسئوليت اجتماعي نسبت به قبل ايجاد شده است . با توجه به اين آناليز ها ، اين خصوصيات دوره ي جديد عميق هستند و تمايلات فراگيرنده اي هستند كه بيشتر از پاسخگويي به حوادث اخير است .

نوين بلاگي هاي عزيز ميتوانيد مقاله در هر عمليات ترميم ترك ها را مطالعه نماييد.

مقدمه :براي بسياري از سازمان ها ، گذر از قرن  20 به قرن 21 ، اهميت كمي در تغييرات عمليات آنها داشت . در حالي كه هزاره جديد شرايط جديدي را براي آنها فراهم كرده است كه ناگزير نياز به برنامه ريزي جديد و پروسه هاي ديگر مديريتي است . Dess و Lumpkin (2001) به خوبي پديدار شدن فرايندهايي در استراتژي سازي را بحث كرده بودند.پيشرفت هاي مديريتي كلان (كه به عنوان دوره ي تجديد ساختار يا نومهندسي شناخته مي شود) در حدود سال 1990 مطرح شد و به سرعت تحت الشعاع سقوط اقتصادي  dotcom و بعد از آن حادثه ي 11 سپتامبر در نيويورك و به دنبال آن جنگ عراق قرار گرفت.حوادث ذكر شده نتيجه فقدان اعتقاد به چيزي است كه اقتصاد نوين خوانده مي شود وعدم اعتقاد به نهادها و توافق نامه هاي اقتصادي است كه براي نيم  قرن روابط بين المللي را تحت تسلط در آورده بود. در نتيجه اتفاقي كه براي تجارت جهان افتاده است قابل توجه است.Hoskisson بسيار بيان كرده بود كه تجديد ساختار در بسياري از اقتصاد هاي نوظهور و نيز در حال حاضر در حال اتفاق افتادن است.

تمام اين اتفاقات ، چه داخلي و يا بين المللي دلالت به اين قضيه دارد كه برنامه ريزي براي آينده سخت و سخت تر مي شود.مديران استراتژي نياز دارند تا در حيطه عملكردشان ، سيستم برنامه ريزي سنتي خود را دوباره ارزيابي كنند. نياز براي ابزارهاي جديد براي بررسي سيستم هاي عملياتي مختلف در محيط هاي خارج سازمان رو به رشد است و با اهميت تر مي شود.هدف اين مقاله مروري بر پيشرفت هايي در زمينه پروسه برنامه ريزي استراتژيك و فهم تأثيرش براي دانش پژوهان و مسئولان استراتژي است. ابتدا مروري بر بعضي از پيشرفت ها و روند هاي اين عصر صورت مي گيرد. سپس كاربرد و تأثيرش در برنامه ريزي استراتژيك آناليز خواهد شد. اميد است كه اين تأثيرات براي مديران استراتژيك در ايجاد ايده هاي جديد براي تغيير شكل طرز تفكر و استراتژي ها به منظور فائق آمدن بر نا اطميناني ها و تغييرات سريع عصرمان مفيد واقع شود.

حركت از اينجا به كجاAlan Greenspan رئيس قبلي بانك ذخيره فدرال آمريكا ، عبارت " فراواني نامعقول " را در توصيف اقتصاد عصر جديد عصر dotcom در سال 1990 بيان كرد . در دل اقتصاد جديد يك جابجايي نهفته است كه عبارت است از جابجايي از اقتصاد صنعتي به اقتصاد ديجيتال ، جايي كه سرمايه فكري جايگزين دارايي هاي  آجر و ملات شد كه چالش جديدي براي برنامه ريزي استراتژيك ايجاد  كرد.اين اقتصاد ديجيتال نوظهور و تازه توسط تكنولوژي هاي ديجيتال و رسانه هاي ارتباطي هدايت شد كه نيازمندي هاي موفقيت را داشت. اين اقتصاد جديد تحت عنوان انقلاب صنعتي سوم توصيف شده است. (Grant  2005 )شركت هاي مختلف شروع به جمع آوري دارايي هاي جديد دانش يا سرمايه ي فكري كردند. استراتژي سنتي كاهش هزينه و يا صرفه جويي هاي توليد انبوه ، ديگر انتخاب اول مديران نبود . روش هاي آنلاين (بنگاه-مصرف كننده يا بنگاه-بنگاه) استراتژي هاي سنتي بازار يابي و توزيع را به چالش كشيد.

نويسنده :wri1379
تاريخ: ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ ساعت: ۰۶:۱۳:۱۹

معيارهاي انتخاب درزگيري بعنوان يك گزينه نگهداري اگر خرابيهاي موجود در يك رويه، ‌مربوط به نقايص و ايرادهاي سازه اي باشد، ‌نمي توان اين رويه را كانديداي مناسبي جهت عمليات تعمير و نگهداري پيشگيرانه محسوب نمود و در عوض بايد آن را تحت عمليات بازسازي يا نوسازي قرار داد.در زمان تعيين ارزش ترميم رويه، ‌فاكتورهاي بسياري را بايد مدنظر قرار داد. اين فرايند تصميم گيري مي بايد شامل سه پرسش ذيل باشد:

1- آيا اين ترميم، عملكرد رويه را تقويت مي كند؟

2- آيا اين ترميم مقرون به صرفه مي باشد؟

3- بهترين روش ترميم براي استفاده،‌كدام است؟

سيستمهاي مديريت روسازي با از ميان برداشتن خطاهاي معمول، خط مشي ‌و ديگر عوامل نظري ، كاربر را قادر به تعيين مقرون بصرفه ترين ترميم مي نمايند. اين انتخاب بطور كلي مبتني بر فاكتورهايي مي باشد نظير:نوع روية موجود، وضعيت ترك، نوع و ميزان خرابي، استفادة جاده و سطح ترافيك، فاكتورهاي اقليمي و محيطي، بار ترافيكي، هزينة ترميم، عمر مورد نظر، وجود كاركنان و پيمانكاران با صلاحيت، وجود مصالح با كيفيت، تاريخ دقيق سال پخش، زمان بيكاري وسايل، سرو صداي جاده، اصطكاك سطح

نوين بلاگي هاي عزيز مقاله نوسازي سطح رويه و درزگيريها بصورت دوره اي را از دست ندهيد.

انتخاب معيارهايي جهت آببندي و پركردن تركهانوع صحيح تعمير و نگهداري جهت رويه هاي تخريب شده، ‌اغلب بستگي به دانسيته و وضعيت كلي تركها دارد. اگر تركها مكرر بوده ولي داراي درجه بالايي از خرابي حاشيه نباشند، ‌مي توان آنها را با استفاده از آسفالت حفاظتي، ‌به بهترين شكل، ترميم نمود. اگر آنها داراي فركانس كم تا متوسطي بوده اما نوعاً تا نقطه اي از خرابي زياد حاشيه، ‌پيشرفت كرده باشند،‌ آنگاه ممكن است نياز به استراتژي هاي ترك يا لكه گيري باشد. اگر تركها داراي دانسيته اي متوسط بوده وكمي يا اندكي خرابي داشته باشند، ‌مي توان از طريق آب بندي يا پر نمودن، آنها را بطور موثري ترميم نمود.

همچنين ممكن است تركها شامل معايب و خرابي هاي ديگري نظير گسلش باشند و ممكن است تحت بار ترافيكي ، به شكل عمودي حركت كنند كه بايد لكه گيري شوند.عمليات آببندي و يا پركردن بايد در آغاز پديدار شدن و گسترش تركهاي روسازي،‌ بكارگيري شود، زيرا ترميم به موقع، ‌به جلوگيري از خرابي بيشتر رويه كمك مي نمايد. تاثيرات منفي عدم انجام عمليات آب بندي و پر كردن تركها شامل خرابي افزونتر روسازي مي گردد كه اين خرابي شامل شن زدگي و حركت و جابجايي تركها به همراه چاله ها و تورم در اثر يخ بندان مي باشد.

آب بندي ترك و پر كردن ترك، ‌دو عمليات متفاوت مي باشند كه به منظور ترميم موثر يك روسازي، مي بايست تفاوت آنها را كاملاً درك نمود. آببندي ترك، ‌عمليات دقيقي مي باشد كه به منظور جلوگيري از ورود آب به سازه روسازي طراحي شده است و شامل آماده سازي دقيق و كامل ترك و به دنبال‌آن، پخش ماده اي با كيفيت در وضعيت پخش خاصي مي باشد. آببندي ترك معمولاً بر روي تركهاي فعال انجام مي شود. تركهاي فعال، ‌تركهايي مي باشند كه در نتيجة تغييرات دما و يا بار ترافيكي، ‌حركت افقي و يا عمودي قابل ملاحظه اي دارند.

اين تركها (تركهاي فعال) نوعاً داراي حركت افقي و عمودي 2.5mm و يا بيشتر مي باشند.پر كردن ترك، ‌عملياتي است كه به منظور كاهش ميزان نفوذ آب به درون يك روسازي و تقويت روسازي مجاور طراحي شده است. عمليات پركردن ترك، بطور معمول بر روي تركهاي غير فعال (non-working) و تركهايي اعمال مي شود كه براي آببندي مناسب نمي باشند. تركهاي غيرفعال تركهايي مي باشند كه در نتيجه تغييرات دمايي و يا بار ترافيكي، ‌حركت و جابجايي افقي و يا عمودي نسبتا كمي دارند. تركهاي غيرفعال نوعا داراي حركت افقي و يا عمودي كمتر از2.5 mm مي باشند.

نويسنده :wri1379
تاريخ: ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ ساعت: ۰۵:۱۹:۵۷

درزگيري به روش قديمي بطور كلي درزگيري به روشهاي سنتي هم از نظر تجهيزات و هم از نظر نوع مواد و مصالح مورد استفاده با مواد و تجهيزات نوين درزگيري تفاوتهاي عمده اي دارند. در روشهاي سنتي از قيرهاي امولسيون، قيرهاي محلول و يا قير خالص و تجهيزات پخش قير ماشين و يا دستي استفاده مي شود. درحاليكه در روشهاي نوين از قيرهاي اصلاح شده و با استفاده از وسايل و تجهيزات نوين شرايط بهتري را از نظر عملكردي فراهم مي كند.

نوين بلاگي هاي عزيز بيشتر بخوانيد: جايگاه درزگيري تركهاي آسفالتي در مديريت روسازي چگونه است؟

3- جايگاه لكه گيري و درز گيري در سيستم نگهداري روسازي درزگيري ترك در روسازي جاده يك روش معمول نگهداري است كه مي تواند از خرابي روكش جاده از طريق محدود كردن نفوذ آبهاي سطحي در لايه هاي BASE و SUBBASE جلوگيري كند. اين عمل به نگهداري ظرفيت ساختاري روسازي كمك كرده و فرسايش روكش را در آينده محدود مي كند.طراحي نظام مديريت روسازي (PMS) در جهت بهينه سازي مديريت نگهداري و يا بازسازي آسفالت انجام مي شود. درزگيري ترك در نظام مديريت روسازي عموماً يك عمل نگهداري محسوب مي شود.

پژوهشهاي انجام شده توسط سازمانهاي مختلف ثابت كرده اند كه درزگيري موثر ترك در روسازي آسفالت بتني مي تواند عمر روسازي را با كاهش ميزان فرسايش و هزينه، زيادتر كند.امروزه، محدوديت منابع مالي و بودجه موجب شده كه گروههاي نگهداري راه، كار بيشتري با هزينه كمتري انجام دهد. قبلاً‌ تأكيد بر ساخت راههاي جديد بوده اما هم اكنون توجه به حفظ و نگهداري روسازيهاي موجود و انتخاب روش هاي بهينه نگهداري مي شود. اين ايده، منتج به سه نوع عمليات تعمير و نگهداري رويه شده است:

• تعمير و نگهداري پيشگيرانه: اين عمليات به منظور توسعه و بهبود عمر عملي روسازي اجرا مي شود و تدبيري در زمينة استفاده از آسفالتهاي حفاظتي مي باشد. اين عمليات به منظور كند نمودن و به تعويق انداختن خرابي هاي پياپي و كاهش نياز جهت عمليات تعمير و نگهداري دوره اي و فعاليت هاي خدماتي، ‌طراحي شده است. نظير: درزگيريها.

• تعمير و نگهداري اصلاحي: اين عمليات پس از رخ دادن خرابي در روسازي، ‌مانند كاهش اصطكاك، ‌شيارشدگي متوسط تا شديد، ‌يا ترك خوردگي گسترده، ‌اجرا مي شود و به آن تعمير و نگهداري واكنشي نيز اطلاق مي شود.

• تعمير و نگهداري اضطراري: اين عمليات،‌ طي يك وضعيت ضروري،‌ مانند تورم و تركيدن رويه،‌ يا چاله اي كه نياز به ترميم سريع دارد،‌ اجرا مي شود.تحقيقات نشاندهندة اين است كه تعمير و نگهداري پيشگيرانه،‌6 تا 10 بار مقرون به صرفه تر از استراتژي تعمير و نگهداري بطرق ديگر مي باشد.- فعاليت هاي پيشگيرانة تعمير و نگهداري بيشتر شامل ترميم هاي متداولي نظير آب بندي ترك، chip sealing ,fog sealing ،‌پر كردن شيارها ، ولايه هايي نازك مي باشد، و يا ممكن است شامل پديد آمدن تكنولوژيهايي نظير ايجاد لايه هاي رويي بسيار نازك،‌ روكش هاي خيلي نازك، ‌و كاربرد Micro surfacing شوند. صرفنظر از ترميم و درزگيري ترك،‌ تمامي اين ترميم ها لاية جديدي از آسفالتهاي حفاظتي را بر روي روسازي ايجاد مي كنند.

نويسنده :wri1379
تاريخ: ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ ساعت: ۰۵:۰۶:۵۳

رسوبات آذر آواري :

رسوبات آذر آواري رسوباتي هستند كه عمدتا از دانه‌هاي با منشا ولكانيكي ، كه از فعاليت‌هاي آتشفشاني همزمان سرچشمه گرفته‌اند، تشكيل شده‌اند. و شامل موارد زير مي‌باشند:رسوبات اتوكلاستيك :سنگهاي ولكانوژيكي هستند كه توسط برشي شدن در جاي لاوا تشكيل شده‌اند.رسوبات پيروكلاستيك – ريزشي :اين رسوبات به راحتي از طريق خرده‌هاي آتشفشاني خارج شده از يك مجرا يا يك شكاف ، بر اثر انفجار ماگماتيكي ، تشكيل مي‌شوند.رسوبات ولكاني كلاستيك – جرياني :اين رسوبات توسط انفجارات فوراني در محيط‌هاي خشكي ايجاد مي‌شوند.

خواننده هاي گرامي نوين بلاگ ميتوانيد مقاله سنگ شناسي رسوبي را هم مطاله نماييد.

هيدرو كلاستيك‌ها :هنگامي كه لاواي خارج شده ، با آب تماس پيدا كند، سرد شدن و خاموشي سريع ، باعث قطعه قطعه شدن لاوا مي‌شود. اين قطعات پس از حركت در آب و دانه دانه شدن رسوبات هيدروكلاستيك را تشكيل مي‌دهند.رسوبات اپي كلاستيك :رسوباتي هستند كه از حركت و ته نشست مجدد رسوبات ولكاني كلاستيك ايجاد شده‌اند. اهميت مطالعه سنگهاي رسوبي سنگهاي رسوبي در ادوار گذشته زمين شناسي در محيطهاي طبيعي متفاوتي كه امروزه وجود دارد، رسوب كرده‌اند.

مطالعه اين محيطهاي عهد حاظر و رسوبات و فرآيندهاي آنها به درك بيشتر معادل قديمي آنها كمك مي‌كند.دلايل زيادي براي مطالعه سنگهاي رسوبي وجود دارد زيرا ارزش اقتصادي كاني‌ها و مواد موجود در آنها كم نمي‌باشد. سوخت‌هاي نفت و گاز از پختگي مواد آلي در رسوبات مشتق شده و سپس اين مواد به يك سنگ مخزن مناسب ، كه عمدتا يك سنگ رسوبي متخلخل است، مهاجرت مي‌كند. ذغال ، سوخت فسيلي ديگري است كه البته در توالي‌هاي رسوبي نيز وجود دارد. روشهاي رسوب شناسي و سنگ شناسي به طور گسترده در پي جويي ذخاير جديد اين منابع سوختي و ساير منابع طبيعي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

سنگهاي رسوبي بيشتر آهن ، پتاس ، نمك و مصالح ساختماني و بسياري ديگر از مواد خام ضروري را تامين مي‌كنند.محيطها و فرآيندهاي رسوبي و جغرافياي قديمي و آب و هواي قديمي ، همگي را مي‌توان از مطالعه سنگهاي رسوبي استنباط كرد. اينگونه مطالعات به شناسايي و درك تاريخ زمين شناسي زمين كمك فراواني مي‌كند. سنگهاي رسوبي حاوي زندگي گذشته زمين ، به فرم فسيل‌ها هستند كه اينها مفاهيم اصلي انطباق چينه شناسي در فازوزوئيك مي‌باشند.چاكراتراپي و كيفيت سنگها براي چاكراتراپي بايد از بهترين كيفيت سنگ ها استفاده كرد.

هر چقدر سنگ شفاف تر و خالص تر باشد انرژي ساطع شده از آن شفاف تر و خالص تر است. اين سنگ ها قبل از استفاده بايد تميز شوند زيرا نه فقط انتقال دهندة‌ انرژي هستند كه عناصر زيان بخش را از بدن،‌ امواج منفي را از بدن اتري و اطرافتان جذب مي كنند و بدين ترتيب شما را پاك كرده و از شما حمايت مي كنند.

نويسنده :wri1379
تاريخ: ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ ساعت: ۰۶:۰۴:۵۲

آموزش شخصي و ماهيت وظايف از عوامل عمده اي هستند كه بر نتايج توانمندسازي تاثير مي گذارند. به عنوان مثال، وظايف روزمره نظير كنترل اعتبارات، صورت حسابها و ديگر پرسشهاي مشتري را مي توان به آساني در سطوح مشخصي تعيين كرد. با وجود اين، وقتي سازماني با وظايف غيرمشخصي روبرو مي شود يادگيري جمعي و تعاملات سريع بين گروهي از كاركنان در حل سريع مسائل محتمل است.

ما معتقديم كه دانش شخصي محصولي 4 چالش عمده سازمانها از تعاملات اجتماعي است كه در فرهنگ ايجاد شده اجتماعي خلق مي شود. هدف اصلي مقاله تاكيد اين مورد است كه دانش شخصي به اندازه دانش سازماني مهم است و اهميت نسبي هر دو به ماهيت وظايف، سطح آموزش و انگيزش افراد و تمايل مديريت درجهت واگذاري برخي ازمسئوليتهاي سنتــي خودبه كاركنان سطح پايين تر بستگي دارد.نتيجه گيريدرمحيط پرتلاطم كنوني، سازمانها با تغييري از رويكردهاي استراتژي هاي كنوني به منابع داخلي شركت به همراه توجيه مزاياي آن بر عملكرد شركت مواجه شده اند.

_(بارني ۱۹۸۶، بارهالد و هامل ۱۹۹۰، تسكي و همكاران ۱۹۹۷) تمركز بر ديدگاه مبتني بر منابع به معني نقش سازمانها در ايجاد، استقرار و كاربرد قابليتهاي منابع كمياب است.دراين ديدگاه، دانش به عنوان منبع كليدي ملاحظه مي شود، اما بسياري از سازمانها هنوز نحوه اداره آن را نمي دانند. سازمانهاي كمي نظير فدرال اكسپرس، هيولت پاكارد و ۳ – ام استفاده از دانش را درجهت رقابت پذيري خود آموختــــه اند. اما اكثر سازمانها با چالشهاي بي شماري درخصوص بهره گيري از دانش مواجه هستند.

اين مقاله مطرح مي كند كه بخشي از دانش عمومي و بخشي ديگر از آن خصوصي است. اگرچه سازمان مي تواند دانش عمومي را كنترل و نظارت كند، ولي كنترل دانش خصوصي براي سازمان مشكل است. يك روش براي اداره دانش خصوصي توسط سازمان ايجاد محيطي با جو مشاركتي و هماهنگي هاي غيررسمي است. در انجام چنين امري، سازمان نه تنها به دانش كاركنانش عمق مي بخشد بلكه دانش سازماني جديدي را نيز خلق مي كند. ازطريق مشاركت و همكاري، سازمان درجهت جايگزيني دانش قديمي با نوع جديد آن طرحي اشتراكي ايجاد مي كند كه براي بهبود پيشرفت مستمر در نـــــــوآوري موردنياز است.

(ويك ۱۹۹۵)اين مقاله پيشنهاد مي كند كه دانش شخصي و سازماني از يكديگر متمايز هستند با وجود اين، به همديگر وابسته اند. دانش شخصي اغلب ازطــــريق خلاقيت و خود بياني ابراز مي شود. دانش سازماني در توليدات و خدمات انعكاس مي يابد كه سازمان آن را توليد كرده و به مشتريان مي فروشد. تخصص شخصي يك دارايي است با وجود اين اگر مديريت به طور دقيق تخصص شخصي را پرورش ندهد، خودبيانيهاي شخصي مسئوليت و پاسخگويي سازماني را به همراه خواهد داشت. بنابراين، ضروري است مديريت محيطي ايجاد كند كه كاركنان را درجهت مشاركت دانشي تشويق سازد. اين موضوع خود به افزايش دانش كاركنان و خلق دانش سازماني ازطريق افراد منجر مي شود.

نويسنده :wri1379
تاريخ: ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ ساعت: ۰۵:۴۷:۲۸

در اين سلول درجه تعاملات بالا است و ماهيت وظايف نيز روزمره و مشخص است. بنابراين، اغلب ســــازمان قوانين و رويه هاي رسمي را دنبال مي كند. اكثر مسائلي كه براي سازمانهاي سنتي اتفاق مي افتد به اين سلول متعلق است كه در آن دانش، گزارشها و كارهاي روزمره سازماني مشخص مي شود. اين قوانين، ماهيت تعاملات را در محدوده كم رويه ها، و ساختارهاي سازماني رسمي تضمين مي كنند كه سازمان مي تواند به طور كارا وظايف و فرايندهاي كاري خودش را در يك روش منظم هماهنگ كند.

حركت در ميان اين سلولها اگــــرچه ما نشان داديم كه هر سازماني مي تواند وظايفش را با استفاده از چهار نوع دانشي كه در شكل يك نشان داده شد انجام دهد، اما اين بدين معني نيست كه سازمان هرگز برخي از وظايف و مشكلاتش را از سلولهاي موجود به سلولهاي ديگر انتقال نخواهد داد. در محيطي كه پاسخگــويي يكي از جنبه هاي عمده رقابت پذيري است، شماري از شركتها برخي از وظايف خود را از سلول دو (كه برتخصص شخصي تاكيد دارد) به سلول سه (كه بر مشاركت تاكيد مي شود) منتقل مي كنند.

در مراحل اوليه يك سازمان، متخصصان نقشي اساسي را در پاسخگويي به مسائل و چالشهاي سازماني ايفا مي كنند، با وجود اين، هنگامي كه سازمان رشد مي كند و به مرحله بلوغ مي رسد تاكيد بر تخصص و مهارت ابزاري كافي درجهت برخورد با مسائل نخواهدبود و ازجمله راه حلهاي مورداستفاده سازمان براي برخورد با اين وضعيت ايجاد جو مشاركتي بين اعضا و استفاده از آن است. اين دلايل براي گردهم آوري كاركنان براي حل مسائل گسترده سازماني صرفاً بر موضوعهاي اقتصادي مبتني نيست بلكه شماري از موضوعهاي سياسي نيز اتكــاء مديريت به متخصصان را به چالش كشيده اند.نقش سازمانها در ايجاد دانش سازمانيشكل ۱ نشان مي دهـــــد كه يكي از مؤلفه هاي اصلي دانش سازماني تعاملات است.

در سازماني كه ميزان تعاملات ميان اعضا اندك است، بيشتر دانش به جاي سازمان در كنترل افراد خواهدبود. با وجود اين، بخش عظيمي از دانش در داخل سازمان ازطريق تعاملات و جلسات غيررسمي بين كاركنان دروني مي شود. (بات، ۱۹۹۸) دراين فرايند تعاملي نه تنها افراد دانش خود را غنا مي بخشند بلكه قسمتي از دانش را كه ماحصل اين تعاملات است دردستـــــرس سازمان قرار مي دهند. به عبارت ديگر، دانش دروني شده در سازمان تنها از سوي اعضاي سازمان ايجــاد نمي شود بلكه تعاملات نيز در پديدآمدن آن نقش بسزايي دارد.در صورتي كه دانش شخصي با ديگران به مشاركت گذارده نشود، تاثير اندكي بر دانش پايه سازمان خواهد داشت.

بنابراين، از مهمترين وظايف مديريت تسهيل تعاملات ميان كاركنان و حساس كردن آنها به سوي محركهاي محيطي است، براي اينكه دانش شخصي آنها براي كمك به دانش پايه سازمان توسعه يابد و دروني گردد. (نوناكو، ۱۹۹۴) انحراف دانش از جهت ايجاد ديدگاه جديد در دانش شخصي ازطريق كنترل هاي اعتبار داراي اهميت است كه خود پيامد مباحثه ها و انتقـــــــادات درسطوح گروهي است. (ويك، ۱۹۷۸)استراتژي هاي مديريت در مديريت دانشگرچه نشان داديم كه تخصص در سطوح فردي متفاوت از دانش سازماني است لكن سازمانها نمي توانند اهميت كنترل دانش شخصي را ناديده بگيرند.

چنانچه افراد مهارتها و دانش لازم را نداشته باشند در آن صورت تعاملات آنها درجهت ايجاد دانش سازماني با ارزش غيرمحتمل است. از اين رو، هدف مديريت تشويق كاركنان به افزايش تعامل با افرادي است كه داراي تخصصها و مهارتهاي مخصوص هستند تا از اين رهگذر دانش پايه خويش را همواره به روز كنند. شكل ۲ چگونگي اداره انواع مختلف دانش توسط سازمان را نشان داده شده است كه به صورت فرايندي شامل ايجاد، نگهداري، پخش و استفاده از دانش براي انجام وظيفه مشخص شده است.

(بات، ۲۰۰۰)سلول ۱: در سلول يك چالش اصلي مديريت قدرت بخشيدن به كاركنان است. از آنجايي كه كاركنان با مشكلات روزمره مواجه هستند، درك صريحي از مشكلات و موقعيتها ازطريق كار مرتبط با آموزش به دست مي آورند. با وجود اين، درجه صلاحديد افراد براساس تجربه شغلي و درجه آنها مشخص مي شود. همچنين مديريت بايد راهنماييهاي گسترده اي را درجهت به كارگيري كاركنان ازنظراتشان ارائه كند. هنگامي كه كاركنان نسبت به مسئوليتها و اختيارات خود آگاه شوند. اين احتمال وجود دارد كه به طور عاقلانه از نظرات خود استفاده كنند. هدف ديگر مديريت بايد پيگيري آموزش كاركنان درجهت ارتباط بيشتر آنها با وظايف و فرايندهاي شغلي روزانه باشد. يعني علاوه بر آموختن مهارتهاي تخصصي وظيفه اي، لازم است درجهت درك واقعيتهاي پنهان تجاري در محيط رقابتي و پوياي كنوني آموزشهاي لازم را فراگيرند.

به منظور دريافت بازخور مناسب از مشتريان مي بايست احترام به مشتريان، دقيق وبه موقع بودن پاسخها به نيازهاي آنها و حساس بودن به تقاضاي مشتريان همواره موردتوجه قرار گيرد تا از اين رهگذر مديريت بتواند سطوح صلاحديد كاركنان را مجدداً موردارزيابي قرار دهد و براساس آن عمل كند.سلول ۲: در سلول ۲ هدف اصلي مديريت انگيزش و پرورش مهارت متخصصان است. مديريت نه تنها بايستي براي سطوح بالاتري از انتظارات متخصصان را به چالش بكشد بلكه بايد آنها را تحت تشويق و پاداش نيز قرار دهد. روش ديگري كه از طريق آن سازمان مي تواند از عهده مسئوليتهاي خود برآيد به كارگيري افراد باهوش و مستعد است.

از آنجايي كه متخصصان بسيار فعال و از خصايص فردي خاصي برخوردارند لذا همواره درانجام وظايفشان به دنبال آزادي عمل هستند. برقراري تعادل ميان نيازهاي سازمان و خلاقيتهاي متخصصان امري حياتي براي مديريت محسوب مي شود. متخصصان اغلب به دنبال برنامه كاري خود بوده و به رسالت، اهداف و استراتژي هاي سازمان توجهي نمي كنند و از اين الزامي براي به كارگيري تخصصشان براي سازمان نمي بينند. بنابراين، مديريت بايد به منظور برقراري تعادل ميان نيازهاي سازمان (بهره برداري از دانش متخصصان) و تمايلات متخصصان (جستجوي دانش جديد) روشهاي مناسبي را اتخاذ كنند. مايكروسافت به عنوان يك شركت نرم افزاري پيشرو، نحوه اداره موثر اين معضل را در مديريت دانش، يافته است.

سلول ۳: در اين سلول به كارگيري تيم هاي سازمان يافته و تعاملات اجتماعي كه موجب تقويت و غناي دانش پايه سازماني مي شود موردتوجه قرار مي گيرد. تاكيد بر روي تفسيرهاي چندگانه علاوه بر ايجاد واقعيتهاي نوين موجب احياي تعهدات سازمان درجهت تكميل مجدد مفاهيم دانش پايه مي شود. (نوناكوو تاكشي، ۱۹۹۵) فرايند تفسيرهاي چندگانه دانش حائزاهميت است، از آنجايي كه به افراد اجازه مي دهد سيستم هاي اعتقاديشان را در ارتباط با ديگران اصلاح، شكل دهي مجدد وجرح و تعديل كنند (بات، ۲۰۰۰). سازمانها در راستاي بهبود تعاملات بين كاركنان مي توانند گونه وسيعي از ديدگاههاي متفاوت نظير طوفان مغزي، تفكرات ديالكتيك و تجربيات مستمر را مورد استفاده قرار دهند (بات، ۱۹۹۸) و براي درك واقعيتهاي بازار لازم است كه نسبت به محركهاي محيطي حساس شوند كه اين امر نيز ازطريق ايجاد ديدگاه چندگانه در دانش ميسر مي گردد.

به علاوه ديدگاههاي چندگانه، سازمانها را درجهت ارزيابي قابليت كاربرد و ريسك استفاده از نوع خاصي از دانش در موقعيتهاي گوناگون قادر مي سازد. از آنجايي كه وظيفه هاي سازماني پيچيده نيازمند تجزيه و تحليل عميق مسائل است لذا نقش مديريت در ايجاد يك جوي مشاركتــــي مهم است. با وجود اين، اجراي راه حلهاي گسترده سازماني مستلزم تعهد كاركنان است. چنانچه ديدگاهها و نظرات كاركنان در يافتن راه حلهاي مشكلات سازماني درنظر گرفته نشود احتمال آسيب پذيري سازمان ازجانب اين مشكلات اجرايي وجود دارد. شركتهاي هيولت پاكارد و ۳ – ام به لحاظ ايجاد محيط مشاركتي مشهور شده اند.


برچسب‌ها: درجه تعاملات بالا،

نويسنده :wri1379
تاريخ: ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ ساعت: ۰۵:۳۴:۱۷

به عبارت ديگر، در وضعيتهاي پيچيده، جايي كه وظايف سازماني به اندازه زيادي به هم وابسته اند و كاركنان نمي توانند سطوح موردنياز تخصص را جهت حل مسائل ميان رشته اي در اختيار داشته باشند، براي اشتراك دانش و تخصص خود نياز به مشاركت با ديگران دارند. بسياري از اين نوع وظايف در شركتهاي حرفه اي اتفاق مي افتد، جايي كه معمولاً افراد به دليل پيشينه آموزشي و شغلي خود در حوزه خاصي تخصصي دارند.

در شركتهاي حرفه اي افراد تعريف دقيق دانش به دليل ماهيت به محض مواجهه با وظايف موجود در حوزه هاي تخصصي خود، مي توانند آن را به آساني و بدون نياز به تعامل با ديگران انجام دهند. با وجود اين، زماني كه ماهيت وظايف پيچيده است و به هماهنگي تخصصها از حوزه هاي ميان رشته هاي زيادي نياز دارد، افراد درجهت دستيابي به دانش سازماني به سطوح بالايي از تعامل با ديگران محتاج هستند.اگرچه يك سازمان مي تواند از تخصصهاي فردي درجهت يافتن راه حل مسائل گسترده سازماني استفاده كند، ولي با اين حال نمي تواند ادعايي درخصوص درستي دانش افراد داشته باشد. برعكس، سازمان خودش در برابر تخصصهاي تغييرپذير و خصايص فردي متخصصان آسيب پذير است. بنابراين، اين امكان وجود دارد كه حتي پس از به كارگيري شماري از متخصصان هنوز نتواند به طور كامل از پتانسيل آنها در حل مسائل پيچيده و گسترده سازماني استفاده كند.مشاركت دانشي براي حل مسائل پيچيده با تجزيه فعاليتهاي دانشي مترادف نيست.

اينكه چه نوع دانشي به مشاركت گذاشته مي شود و چگونه دانش به مشـــاركت گذاشته مي شود، به وسيله حرفه ايها، نه به وسيله مديريت تعيين مي شود. ضمناً، برخلاف فعاليتهاي مبتني بر توليد، كه به طور جزئي تخصصي شده اند، فعاليتهاي دانشي اغلب غيرساختاري بوده و نمي تواند به طور جزئي تعريف شوند. يعني بازده فعاليتهاي دانش بر غيرقطعي است. بنابرايــن، مشاركت دانشي گزينه اي است كه به وسيله حرفه ايها انتخاب و استفاده مي شود، برخلاف تجربه رسمي فعاليتهاي ساختاري كه به وسيله مديريت تحميل مي شود مشاركت دانشي فرايندهاي اجتماعي و غيررسمي است.به عبارت ديگر، اينكه چگونه حرفه ايها دانش را پردازش كرده و به اشتراك مي گذارند به تجربه، خلاقيت و تخصص شخصي آنها بستگي دارد.

براساس تجربه و تخصص آنها، حرفه ايهاي دانشي تصميم مي گيرند با چه كسي تعامل كنند، و اينكه چه دانشي را جستجو كنند. «كــاپلي» (۲۰۰۰ ص ۱۰۴) به طور متقاعد كننده اي مباحث زير را ارائه مي كند:رقابت بــاز با افراد شركت ديگر كه زماني به ندرت در تجارت اتفاق مي افتاد، هم اكنون يك حقيقت پذيرفته شده است، مديران اجرايي مي دانند كه بازارهاي تندرو به سازمانهاي تندرويي نياز دارند كه به طور پيوسته به وسيله ظرفيتهاي نوين تجديد مي شوند. او سپس اضافه مي كند: امروزه وقتي شركت نفت درصدد گسترش فروش توليدات در ايستگاههاي خدماتي است، مديراني از پپسي و فريتــولي با تخصص خرده فروشي استخدام مي كند.همچنين وقتي يك شركت هواپيمايي مي خواهد اداره روابط مشتري را بهبود بخشد، مديران اجرايي را از ماريوت با تخصص خدمات مشتري استخدام مي كند.

(كاپلي، ۲۰۰۰، ص ۱۰۵)سناريوهاي فوق بر اهميت تخصص فردي تاكيد دارد. به منظور درك بهتر روابط بين دانش شخصي و دانش سازماني، ما چارچوبي را همان طور كه در شكل ۱ نشان داده شده است ارائه كرده ايم. براي بحث درمورد هدفها، يعني ماهيت تعاملات و ماهيت وظايف كه به عنوان دو مفهوم خطي وابسته و مرتبط به هم تعريف شده است، عوامل مهمي براي خلق دانش در سازمانها تلقي مي شوند.

نويسنده :wri1379
تاريخ: ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ ساعت: ۰۴:۲۹:۱۲

استراتژي هاي مديريت براي دانش شخصي و سازمانيچكيده : در جامعه فراصنعتي امروز، دانش به يك منبع كليدي تبديل گرديده است. با وجود اين، ســازمانها در پرورش و اداره دانش با چالشهاي بي شماري مواجه هستند. از آنجايي كه صرفاً قسمتي از دانش به وسيله سازمان و قسمتي ديگر به وسيله افراد دروني مي شود لذا نظارت و كنترل بر فعاليتهاي دانشي برخلاف فعاليتهاي توليدي دشوار است. اين دوگانگي بين دانش شخصي و سازماني، استراتژي هاي مديريتي متفاوتي را درخصوص مديريت آن مي طلبد.

مدل مفهومي با توجه

هدف اين مقاله ارائه چارچوبي درجهت جستجوي اختلافات بين دانش سازماني و شخصي است و در اين راستا مجموعه اي از استراتژي هاي مديريتي را براي اداره آنها پيشنهاد مي كند. اين مقاله همچنين روشهاي مورداستفاده يك سازمان درجهت تبديل دانش شخصي به دانش سازماني را نيز موردبحث و بررسي قرار خواهد داد.مقدمهدرجامعه فراصنعتي امروزه دانش به يك منبع كليــــدي اقتصاد تبديل گرديده است. (بل ۱۹۷۳). در رويارويي با رقابتهاي جهاني و محيطهاي پويا به سازمانها توصيه مي شود كه براي دسترسي به بازارهاي جديد و فناوريهاي نوين از تخصص ومهارتهاي افرادي با استعدادهاي متنوع بهره گيري كنند.

سازمانهاي سلسله مراتبي بزرگي كه زماني به لحاظ تسهيلات فيزيكي و زيرساختهاي فناوري گسترده خويش رسوخ ناپذير تلقي مي شوند امروزه در پاسخ به بازارهاي ناپايدار و نيز برآوردن نيازهاي مشتريان، از حيث ارائه سريع كالاها و خدمات، با مشكل مواجه گرديده اند. بنابر نظر مديران، براي بقا در محيطهاي پيچيده و پويا ضروري است كه سازمانها از چابكي و انعطاف پذيري لازم برخوردار باشند و نيز در اداره دانش به صورت كارا عمل كنند. مع هذا، اكثر مديران در درك جنبه هاي عملي مديريت دانش با چالشهاي زيادي روبرو هستند (دانپــــورت و همكاران ۱۹۹۶). از آنجايي كه به طور سنتي مديران با منابع فيزيكي و ملموسي كار كـــــرده اند وقوع چنين چالشهاي اجتناب ناپذير است.

براساس پيش بيني هاي بلندمدت و طرحهاي آينده در زمينه توليد مديريت سازمان به تخصيص منابع مي پردازد و همچنين، به طور سنتي، هماهنگي فعاليتها ازطريق برنامه ها، رويه ها و قوانين مناسب تسهيل مي شود. با وجود اين، از آنجايي كه نمي تـــوان افراد حرفه اي را براي انجام مجموعه هاي متنوع از فعاليتهاي دانشي تحت آموزش قرارداد فعاليتهاي دانشي را نيز نمي توان به طور منظم و مرتب تجزيه كرد. افراد حرفه اي اغلب در حوزه هاي محدودي داراي تخصص هستند زيرا كه ايجاد و توسعه تخصصي خاص مستلزم صرف سالهاي متمادي همراه با آموزشهاي تئوري و عملي است (سايمون ۱۹۷۶). ثانياً، علي رغم اينكه مديران روشهايي را به منظور نظارت و كنترل فرايندهاي توليدي دريافته اند با وجود اين،

هيچگونه روش اثبات شده اي مبني بر اينكه آنها مي توانند از مديريت دانش استفاده كنند وجود ندارد.اگرچه مجموعه اي از ادبيات در زمينه دانش سازماني درحال تكامل است با اين حال اكثر اين مطالعات به صورت موردي و ماهيتاً هنجاري است (گاروين ۱۹۹۳). شماري ديگر از اين مطالعات مديريت دانش را به نحوي تعــريف مي كند كه هر فعاليت سازماني موفقيت آميز را تحت حوزه و گسترده مديريت دانش طبقه بندي مي كند. (دانپورت و همكاران ۱۹۹۶). با وجود اين معتقديم كه اين توضيحات ما را به سوي دام حشوگويي سوق مي دهد و هيچ رهنمـــــودي را براي مديران به ارمغان نمي آورد. از اين رو، هدف ما توضيح برخي از اين ابهامات و ارائه چارچوبي بين دانش شخصي و سازماني است. استفاده از اين چارچوب مديران را درجهت درك چگونگي مفهوم گرايي و اداره انواع متفاوت دانش ياري مي رساند.

نويسنده :wri1379
تاريخ: ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ ساعت: ۰۳:۵۸:۲۵

رشد اقتصادي تاريخ اقتصاد به ما مي آموزد كه رشد، فرآيندي آهسته و بطئي نيست، بلكه مقوله اي است كه فرآيند بهره گيري از ابداع و اختراعات و گسترش فناور ي ها شتاب آن را در بستر زمان تغيير مي دهد. با بررسي شواهد آماري و تجربي كشورها ملاحظه مي شود كه هر چند بسياري از كشورهاي در حال توسعه در مسير رشد اقتصادي حركت مي كنند، نرخ رشد اقتصادي و پايداري آن به عنوان عامل توسعة اقتصادي مطرح مي شود، و تفاوت آشكار بين كشورهاي در حال توسعه و عقب مانده به حساب مي آيد.

https://sanatvacuum.page.tl/enables-the-purchase-of-e_commerce.htm

"رشد اقتصادي"، مفهومي كمّي است و به تعبير ساده عبارت است از افزايش توليد (كشور) در يك سال خاص در مقايسه با مقدار آن در سال پايه. در سطح كلان، افزايش توليد ناخالص ملي (GNP)  يا توليد ناخالص داخلي (GDP) در سال مورد نياز به نسبت مقدار آن در يك سال پايه، رشد اقتصادي محسوب مي‌شود. منابع مختلف رشد اقتصادي عبارتند از ‌افزايش بكارگيري نهاده‌ها (افزايش سرمايه يا نيروي كار)، افزايش كارايي اقتصاد (افزايش بهره‌وري عوامل توليد) و بكارگيري ظرفيت‌هاي احتمالي خالي در اقتصاد. نخستين دليل توسعه صنعت گردشگري در اغلب كشورها، بهره برداري از منافع اقتصادي آن است؛ اگر چه دلايل ديگري نيز در اين مورد ارائه مي شود. (رنجبريان و زاهدي، 1379: 158-159)

رابطه گردشگري الكترونيك و رشد اقتصاديگردشگري الكترونيك عبارت است از فن تلفيق متدهاي كسب و كار الكترونيكي و فناوري اطلاعات در شيوه ها و ابزارهاي تدارك و ارائه و پشتيباني خدمات گردشگري براي ارائه خدمات مورد نياز گردشگران با كيفيتي بالاتر و هزينه اي كمتر. از طرف ديگر، رشد اقتصادي معمولاٌ به منزله افزايش در ظرفيت هاي توليدي هر كشور يا افزايش پايدار در توليد ناخالص داخلي (GDP) سرانه در طول زمان تعريف مي شود.سؤالي كه در اينجا مطرح مي شود، اين است كه آيا تجارت الكترونيك مي تواند به رشد اقتصادي كمك كند؟

روشن است كه پيشرفت هاي سريع فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي به همراه رشد سريع گسترش آنها و تأثير آن بر گردشگري و ايجاد مفهوم گردشگري الكترونيك، به كاهش هزينه ها و رفع موانع استفاده از امكانات منجر شده است. همه اين عوامل از طريق كاهش هزينه-ها و قيمت ها باعث افزايش رشد اقتصادي مي شود. همچنين استفاده از فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي در صنعت گردشگري اين امكان را به گردشگران مي دهد كه فعاليت هاي گردشگري خود را در هر زمان و هر مكاني كه كامپيوترهاي شخصي با اتصال به اينترنت موجود باشد، به انجام برسانند.

همه آنچه گفته شد به ترسيم اين چشم انداز مي انجامد كه گردشگري الكترونيك (ET) به ارتقاء كارايي اقتصادي و افزايش رشد اقتصادي بلندمدت منجر مي شود.در دو دهه اخير رشد معناداري در فناوري اطلاعات و ارتباطات ملاحظه مي شود. گسترش بهره گيري از اين فناوري ها به رشد سريع «گردشگري الكترونيك» به منزله فعاليتي اقتصادي منجر شده است. استفاده فزاينده مؤسسات گردشگري از ICT توان بالقوه اي را براي ارتقاء معنادار بهره وري از طريق تسهيل تبادل اطلاعات فراهم مي آورد،

به علاوه گردشگري الكترونيك يكي از مهمترين موانع يعني فواصل جغرافيايي را حذف مي كند.  به نظر " اوه " (2005)، صنعت گردشگري مي تواند تأثير مهمي بر افزايش اشتغال، درآمدهاي مرتبط با مكان هاي اقامتي، امور تفريحي و نيز درآمدهاي دولتي كشورها داشته باشد. از اين رو، گردشگري به دو صورت مستقيم و غير مستقيم بر رشد اقتصادي تأثير مي گذارد.

اثر مستقيمهر چه تعداد ورود گردشگران به يك شهر افزايش يابد، درآمد حاصل از آن نيز افزايش مي يابد. از آنجائي كه گردشگري يكي از صنايع خدماتي است، درآمد حاصل از آن صنعت بخشي از توليد ناخالص داخلي كشور ميزبان محسوب شده و مستقيماً بر رشد اقتصادي آن كشور تأثير مي گذارد. از اين رو صنعت گردشگري و بالاخص گردشگري الكترونيك كه در دو دهه اخير رشد فزاينده اي داشته است، مي تواند راهكار مناسبي براي كسب درآمدهاي ارزي سرشار براي شهرها و در نتيجه رشد اقتصادي بالاتر باشد.به عنوان نمونه در سال 1999 گردشگري بين المللي حدود هشت درصد از كل درآمدهاي جهان و 37 درصد از صادرات بخش خدمات را به خود اختصاص داده است. (Rahbari, 2005: 6) همچنين بر اساس پيش بيني هاي رسمي سازمان جهاني گردشگري، درآمد حاصل از گردشگري در سطح جهان تا سال 2020 به ارزش تقريبي دو تريليون دلار در هر سال خواهد رسيد. (ياوري و ديگران، 1389: 222)

اثر غير مستقيمگردشگري به صورت غير مستقيم نيز بر رشد اقتصادي تأثير مي گذارد و نشان دهنده اثر پويايي بر كل اقتصاد به شكل اثرات سرريز و يا ديگر آثار خارجي است. (Marin, 1992: 678) به اين صورت كه اگر گردشگري به دليل تعامل زياد با ديگر فعاليت-هاي اقتصادي، دچار رونق شود، آن دسته از فعاليت هايي كه به آن كالا يا خدمت مي دهند و يا محصول آن را مصرف مي كنند، همراه با آن حركت خواهند كرد. يعني گردشگري مي تواند به عنوان موتوري براي رشد اقتصادي عمل كندو ساير فعاليت ها را نيز به دنبال خود رو به جلو هدايت كند.

از سوي ديگر، رشد اقتصادي نيز بر توسعه گردشگري مؤثر است. رشد اقتصادي، با توسعه تسهيلات و زيربناهاي گردشگري از جمله توسعه حمل و نقل و راه ها، گسترش پول الكترونيك، توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT)، توسعه مكان هاي اقامتي، رستوران ها و هتل ها، توسعه بهداشت عمومي و همچنين توسعه تسهيلات تفريحي و امور رفاهي، موجب توسعه صنعت گردشگري مي شود. (ياوري و ديگران، 1389: 222)


برچسب‌ها: رشد اقتصادي تاريخ،

نويسنده :wri1379
تاريخ: ۲۳ اسفند ۱۳۹۸ ساعت: ۰۳:۳۶:۱۴

تلقي درست از انواع و ابعاد خدمت و تشخيص اولويتهاي آن در صحنه فعاليتهاي ديني از مهمترين وظايف مبلغان گرامي و همه كساني است كه كمر به خدمت امت اسلامي بسته‏اند و به امور مسلمانان اهتمام مي‏ورزند .

 

خدمت‏به مسلمانان و انسانها را در دو بخش مهم مي‏توان ساماندهي كرد .

 

1 . تامين نيازمنديها;

 

2 . مقابله با آفات و خطرات .

 

همه نهادهاي كشاورزي، صنعتي دامپروري و پرورش طيور و شيلات به دليل تامين و توليد نيازمنديهاي راستين انسانها پمپ وكيوم آبي در قلمرو مواد خوراكي، داراي ارزش و احترام اند .

 

نهادهاي تجاري و بازرگاني و همه اصناف و پيشه وران، به دليل تسهيل در توزيع و نقل و انتقال توليدات كشاورزي و صنعتي و دامي، در چارچوب خدمت‏به بشريت و كمك به تامين نيازهاي راستين انسانها محترم و مقبول و مشروع اند .

 

حفظ جان و مال و آبرو و آزادي فرد و جامعه، عامل پيدايش صدها نهاد اجتماعي و هزاران شغل معقول و مشروع وابسته به اين اهداف ارزشمند شده است .

 

همه نهادهاي بهداشتي، درماني، نظامي و انتظامي، و بسياري از نهادهاي آموزشي، فرهنگي، مشروعيت و موجوديت‏خود را در سايه پاسداري از جان و مال و آزادي و آبروي مردم توجيه مي‏كنند .

 

زندگي اجتماعي اصولا چيزي جز ارائه خدمات متقابل بين گروههاي متفاوت جامعه نيست، هر چه ارتباط بين انسانها بيشتر و گسترده‏تر و نزديكتر شود، زمينه خدمات بهتر و بيشتري پديد مي‏آيد و صداقت و دقت و نظم بهتر و افزون‏تر را ايجاب مي‏كند .

 

«جهاني سازي‏» اگر به معناي ارائه هر چه بهتر و بيشتر و گسترده‏تر خدمات باشد، مطلوب و محبوب كل بشريت است و اگر به معناي استثمار و تحميل و به خدمت گرفتن كل بشريت‏باشد، چيزي است كه نه مطلوب است و نه مقدور و آرزويي است كه استكبار بايد به گور ببرد .

 

تامين هر كدام از نيازهاي واقعي و فطري انسانها خدمت است و مراقبت و پاسداري از جان و مال و آزادي و استقلال و آبروي مردم در زندگي فردي و اجتماعي در برابر مهاجمان و مخالفان نمونه‏هاي ديگر از خدمات متقابل انسانها به يكديگر است . مجاهدان، خدمتگزاران راستين بشريت‏اند و سازشكاران عامل گستاخي مهاجمان .

 

توليد و توزيع نيازمنديهاي جامعه بشري خدمت است و ايجاد روحيه مصرف گرايي و بهره‏گيري از زحمات ديگران بدون ارائه خدمات متقابل خيانت‏به خود و جامعه بشري محسوب مي‏شود . آب رساني و برق رساني، آتش نشاني و گازرساني، مسكن سازي، توليد و توزيع و نگهداري و كنترل سلامت مواد غذايي، خدمات حمل و نقل دريايي و زميني و هوايي، توليد و توزيع پوشاك و امكانات حفظ جان انسانها در برابر سرما و گرما، آموزش حرفه و فن و دانشهاي مربوط به نيازهاي راستين بشريت‏خدمت است .

 

اصولا انسانها نسبت‏به نيازها و مشكلات ديگران سه حالت دارند:

 

1 . دلسوزي و احساس مسئوليت;

 

2 . بي تفاوتي و غفلت;

 

3 . خوشحالي و مسرت .

 

به عبارت ديگر، برخي در مسير عبور كاروان بشريت پل مي‏سازند، برخي براي جلوگيري از پيشرفت‏بشريت، چاه مي‏كنند و برخي نه سنگي از مسير برمي دارند و نه گلي در راه مي‏كارند .

 

حداقل شرط انصاف و انسانيت اين است كه اگر گل نيستيم خاري در راه نباشيم، اگر غريقي را نجات نمي‏دهيم، كسي را به درون رودخانه پرخروش و دره مرگ آفرين هل ندهيم .

[ ۱ ][ ۲ ]